صحبت منوروف

اوزبیکستان حقیده

نوروزبیره می

تورکهای اونگوت

|
|
۰۳
حمل
۱۳۹۴

تورک های اونگوت:

 

اونگوت، انگوت، انگود، اونگود، اوونگوت، اونقوت، اونگقوت، اونقود، اونخود، اونخوت، اینگقود

نوشته جلایر عظیمی

 

 

قریه اونگوت یکی از روستاهای مربوط مرکز ولایت سرپل است و ازجمله مناطق نفت‌خیز افغانستان می‌باشد. جمعیت آن را اوزبیک‌ها و عرب‌ها تشکیل می‌دهند. این قریه به نام قره دریا نیز شهرت دارد که شاید از سبب نشأت نفت به دریای منطقه است که از سبب آن آب دریا رنگ تیره را به خود می‌گیرد. منطقه نفت‌خیز اونگوت جز حوزه نفتی دریای آمو ست.  سابقه اونگوت‌ها  تا تورک‌های آسمانی، هون‌ها و هیونگ نوها می‌رسد. در این نوشته درباره سابقه تاریخی اونگوت بحث می‌گردد.


 

 

 

 

 

 

اونگوت قریه ایست در پنج کیلومتری جنوب مرکز ولایت سرپل و یکی از مناطق نفت‌خیز این ولایت می‌باشد. بیشترین جمعیت آن را اوزبیک‌ها تشکیل می‌دهند. منطقه حاصل خیز و سرسبز است اهالی آن به زراعت و مالداری مشغول‌اند. زیارت یار اولیا در این قریه موقعیت دارد. این قریه به نام قره دریا نیز شهرت دارد که شاید از سبب نشأت نفت به دریای منطقه است که آب دریا رنگ تیره را به خود می‌گیرد. منطقه نفت‌خیز اونگوت جز حوزه نفتی دریای آمو ست. در رسانه های کشور و اسناد رسمی و غیررسمی به شکل انگوت (به فتح الف) ذکر گردیده ولی در بین اهالی شهر سرپل اونگوت تلفظ می‌شود که شکل درست آن است. اونگوت ازجمله قبایل باستانی تورک‌ها است و در منابع تاریخی بیشتر در رابطه به فتوحات چنگیز خان ذکر می‌گردد ازاین‌رو آن را در جمله قبایل مغول‌ها نیز ثبت نمودند. با در نظر داشت منابع تاریخی سابقه اونگوت‌ها  تا هون‌ها و هیونگ نوها می‌رسد. در منابع مربوط به مغول‌ها به شکل اونگود آمده است درحالی‌که در تورکی به شکل اونگوت ثبت‌شده است. اونگوت همچنان نام مناطق مختلف در ایران است.به همین‌گونه در تورکیه نیز شهرکی به نام اونگوت وجود دارد. در ضمن اونگوت نام شهری است در شبه‌جزیره کریمیه در جمهوری اوکراین و در روسیه نیز به نام اونگوت شهری وجود دارد. در اوزبیکستان و منگولیا نیز مناطقی به نام اونگوت وجود دارد.در این نوشته درباره سابقه تاریخی این قبیله بحث می‌نماییم که تنها به نام محلی در ولایت سرپل محدود گردیده است.

در منابع چینی برای نخستین بار اونگوت‌ها  در رابطه به کنفدراسیون تورک‌های غربی زیر نام شاتو ذکر می‌گردد. شاتوها جز کنفدراسیون هیونگ نوها ذکر گردیده‌اند. تورک‌های شاتواز اختلاط یوی بان و تورک‌ها به‌ویژه تورک‌های چگل به میان آمده‌اند. شاتوها در سیاست چین نقش مهمی داشتند و دارای طایفه‌های متعدد بودند و در سده‌های 5 و 6 اونگوت‌ها  در شاخه ژویی آن شامل بوده‌اند. شاتوها بعداً جز کنفدراسیون امپراتوری گوک تورک‌ها )تورک‌های غربی) گردیدند. یوی پان‌ها بقایای هیونگ نوها بودند که در منطقه ییتی سو کنونی قزاقستان سکونت داشتند. شاتوها با تاتار یکجا گردیده به تاتارهای سفید مشهور شدند. نام تاتارهای سفید از سوی چینی‌ها به اونگوت‌ها  داده شد. اونگوت‌ها  در سده هفتم میلادی در منطقه بارکول (سین کیانگ شرقی) ساکن گردیدند و زیر حمایت دودمان تانگ (618-907) قرار گرفتند. با ضعیف شدن دودمان تانگ تدریجی سران اونگوت به متحد آن‌ها مبدل گردیدند. در سده نهم شاتو در گروه‌های کوچک در شمال چین در تای یوان ایالت شانگ سی و درجنوب غرب مغولستان داخلی تا گانسو پراکنده شدند. با سقوط دودمان تانگ یکی از افسران اونگوت به نام لی کی یونگ که لقب لی را کسب نموده بود حدود ده هزار مرد جنگی شاتو را با خود داشت. در سال 923 پسر لی دودمان جدید را که جانشین تانگ شده شکست داد و امپراتور تانگ گردید. اگرچه امپراتوری چینی بود اما شاتو زبان و فرهنگ تورکی را حفظ نمود. بعدها عده ای از جنرالان شاتو خانواده لی را سرنگون نموده دودمان جین (937-947 ) و سپس دودمان هان شمالی (947-979) را اساس گذاشتند. به نظر می‌رسد شاتو در سده یازده به سه‌شاخه تقسیم گردید که اونگوت شاخه عمده آن بود. گروه‌های عمده شاتو که در لین تاو (ایالت گانسو) و یان مین (دای خیان در شمال شانگ سی) ساکن بودند بالاخره مطیع دودمان سونگ شمالی (960-1126) گردیدند. شاخه ای از اونگوت‌ها  که تیندو اونگوت نامیده می‌شدند تاکنون هویت خود را در منطقه اوردوس منگولیای داخلی حفظ نموده‌اند. تیاندو نام چینی شهر تیندوک پایتخت اونگوت‌ها  است که در سفرنامه مارکوپولو ذکر گردیده است. این شهر در جامع التواریخ گندوک ثبت‌شده است.

در منابع هندی اونگوت‌ها  با مهاجرت هون‌ها به آسیای مرکزی و هندوستان ارتباط داده می‌شدند. بی اس نیجار در اثر خود درباره منشا و تاریخ جت‌های هند هنگام بحث درباره هون‌ها چنین می‌نویسد "در جمله قبایل سیسی‌ها که جز قبایل سی و شش گانه هند اند یکی هم هون‌ها اند. در مورد اینکه مردمان هون که اروپا را مورد تهاجم قرار دادند چی وقت به هند آمدند چیزی نمیدانیم اما بدون شک هون‌ها در سیر مهاجرت قبایل گوناگون از آسیای مرکزی به مناطق دیگر شامل بودند. قدیمی ترین ذکر درباره هون‌ها در کتیبه یکی از شاهزاده های ایالت بیهار هند چنین آمده است که "در جمع سایر فتوحات غرور هون‌ها را نیز شکست." در ضمن بیجار یاد اور می‌گردد که در سالنامه‌های اولیه تاریخ میوار در کتلاگ شهزاده‌هایی که با سران راجپوتها در گیر بودند آمده است هنگامی‌که چتور در تهاجم مسلمین مورد حمله قرار گرفت اونگوتسی ارباب هون‌ها بود که نیروها را رهبری می‌نمود. دو گینیس درباره اونگوت‌ها  می‌نویسد که آن‌ها جز قابل ملاحظه دسته هون‌ها و مغول‌ها بودند. طبق ابوالغازی قبایل تاتارهایی که دیوار بزرگ چنین را محافظت می‌نمودند اونگوتی نامیده می‌شدند که شاهزاده مجزا با معاش بالا و اعتبار زیاد را داشتند."

در منابع چینی اجداد اونگوت‌ها  به نام بوگو یادشده است که یادآورنده نام خان بوغو بنیانگذار اویغورها است. احتمالاً از سبب همین شباهت و اینکه اویغورها و اونگوت‌ها  در مجاورت هم می‌زیستند چینی‌ها اونگوت‌ها  را به اویغورها مرتبط می‌دانند. محل تولد بوگو در منطقه بین دریای تولا و دریای سلینگه بود که محل سکونت شاتوها بود. اویغورها نیز قبل از سقوط گوک تورک‌های شرقی در همین منطقه می‌زیستند. به همین‌گونه ژاو گونگ از دودمان سونگ در یادداشتهایش تاتارها من‌جمله اونگوت‌ها  را از اخلاف شاتو می‌داند که در شمال غرب منطقه ختن یا ختای‌ها ساکن‌اند. او تاتارها را به سه نوع سفید، سیاه و نارس می‌داند که تاتارهای سفید اونگوت‌ها ، تاتارهای سیاه مغول‌ها و متباقی تاتارها نارس اند. در گزارش آمده است که اونگوت‌ها  دارای ظاهر لطیفتر اند و هنگام تدفین مرده ها با گریه و تضرع چهره های خود را مجروح می‌نمایند. او می‌نویسد هنگامی‌که با آن‌ها روبرو میشوم چهره های داغدار آن‌ها را متوجه میشوم که از سبب زخم کارد در مراسم تدفین است. در ضمن یادآور می‌شود که شاهدخت بیکی امور این قبیله را در دست دارد. منظور از شاهدخت بیکی الا قای بیکی دخیر چنگیز خان است که پس از کشته شدن شوهرش اداره قلمرو اونگوت‌ها  را به دوش داشت.

طبق پیتر گولدن اونگوت‌ها  گروه‌های نستوری بودند که در منگولیای داخلی در شمال دریای زرد می‌زیستند. آن‌ها اکثر تورک دانسته شده‌اند واز سوی چینی ها برای تفریق از مغول‌ها به نام تاتارهای سفید یادشده‌اند. تاتارها که بخشی از امپراتوری تورک‌های آسمانی بودند در اطراف دریاچه های وبیر و کولون می‌زیستند و ثروتمندترین کوچی‌ها بودند که مناسبات نزدیکی با دولت چین داشتند. در ضمن اشاره می‌نماید که تورک‌ها در سیستم دولتی چین نیز دخیل بودند. در پهلوی اونگوت‌ها ، قپچاق-قنغلی و قرلوقها در گارد سلطنتی خدمت می‌نمودند. در ثلث اول سده 14 قپچاقها زیر اداره صدراعظم ایل تیمور در امور یوان در راس قرار داشتند. شمار زیاد این تورک‌ها محققان کنفوسیوسی شدند و در ساحات دیگر علم و فرهنگ مرسوم چین سهیم گردیدند.

طبق منابع دست داشته مقارن ظهور چنگیز خان قبیله اونگوت در سده‌های 12 تا 14 در چراگاه های اولان چاب منطقه آلتای در محدوده مغولستان کنونی می‌زیستند. با به قدرت رسیدن مغول‌ها که تاتارهای سیاه نامیده شدند در مقابل اونگوت‌ها  به نام تاتارهای سفید یا چغان تاتار یاد گردیدند. هنگامی‌که دودمان جورجین جین (1115-1234) سلسله سونگ را از شمال چین بیرون راند تاتارهای سفید را به صفت نیروهای کمکی استخدام نمودند. یکی از سران آن‌ها به نام بوگو در یان مین به صفت دیگید قوری (تگین قوری) یا رهبر موروثی تعیین گردید تا محافظت استحکامات مرزی را به دوش داشته باشد. از این تاریخ به بعد مغول‌ها این‌ها را به نام اونگود یاد نمودند. طبق رشیدالدین اونگود احتمالاً از ریشه اونگو به معنی دیوار منشا گرفته باشد زیرا اونگوت‌ها  برای محافظت دیوار چین در جوار دیوار تاریخی جابجا شده بودند. جین‌ها نیروی اونگوت را تیاندی جون یا رییس نظامی نامیدند که در سفرنامه مارکوپولو به قسم تاندوک یا تیندوک ثبت گردیده است. در این مرحله است که گروه‌های اونگوت به مسیحیت گرویدند. انتشار مسیحیت در بین آن‌ها شاید از طریق اویغور ها صورت گرفته باشد زیرا راه تجاری تورکستان به شمال چین از منطقه اونگوت‌ها  میگذشت. شماری دیگر به مذاهب چینی گرویدند و شاخه از اونگوت‌ها  که به بازرگانی مشغول بودند و به نام ارغون نامیده می‌شدند به اسلام مشرف شدند. شاخه دیگر اونگوت‌ها  چخر یا چغرها بودند که با امیزش با مغول‌ها کاملا رسوم مغول‌ها را کسب نمودند.

در بعضی منابع چینی اونگوت‌ها  به اویغور ها یا قرغیزها مربوط دانسته شده‌اند. آن‌ها در مناطق شرقی مغولستان کنونی ساکن بودند و مطیع دودمان‌های لیاو جین بودند. در دوران زمامداری جین مردمان اونگوت مسوول حفاظت نواحی مرزی چین در دیوار بزرگ در مقابل قبایل صحرانورد بودند. از سبب وفاداری اونگوت‌ها  در دوران دودمان یوان (1279-1368)به‌ویژه زمان قوبیلای خان فرماندهان آن‌ها میتوانستند با شهزاده‌های دودمان ازدواج نمایند. این مناسبات خویشاوندی یا قوده سبب می‌شد که به قبایل خویشاوند لقب کورگان داده می‌شد. لقب کورگان تنها به کسانی داده می‌شد که با دختران خان بزرگ یا دختران مربوط به خاندان او ازدواج می‌نمودند. امیر تیمور نیز از همین سبب به کورگان شهرت یافت. برعکس آن‌هایی که دختر شان به منسوبین خان بزرگ داده می‌شد قوده نامیده می‌شدند که اصطلاح قوده هنوز هم در میان اوزبیک‌های  افغانستان مروج است و حتی در میان تاجیکها نیز معمول شده است. به نظر می‌رسد این اصطلاح در بین تورک‌ها و مغول‌ها مشترک بوده است.

طبق منابع چینی مربوط دوره دودمان تانگ (618-907) مغول‌ها مطیع ختای‌ها  یا ختن‌ها  که دودمان لیاو نامیده می‌شدند بودند که در آسیای شرقی و بخش‌های از شمال چین مسلط بودند. پس از سرنگونی آن‌ها از سوی جورچین‌ها که دودمان جین (1123-1234)را اساس گذاشتند سیاست تفرقه‌اندازی در پیش‌گرفته شد تا امنیت مرزها را در مقابل قبایل مختلف صحرانورد تأمین نمایند. در چنین شرایطی تموچین قبیله خود را متحد ساخت و سپس به اتحاد قبایل تورکی-مغولی مجاور متوجه گردید. قبایل نیرومند همسایه شامل تاتارها، کرایت، نایمن، مرکیت و اونگوت بودند. بالاخره در قوریلتای 1206 تموچین از سوی قبایل مختلف با لقب چنگیز خان زمامدار همه این اقوام انتخاب گردید.

اونگوت‌ها  قبل از به قدرت رسیدن چنگیز خان نیز با مغول‌ها روابط داشتند. طبق فرانسیس وود اگرچه اونگوت‌ها  مالدار بودند اما پس از ساکن شدن جهت محافظت از نوار مرزی دیوار چین در شمال چین به زراعت، صنعت و تجارت روی آوردند و زندگی شهرنشینی را اختیار نمودند. طبق منابع دیگر اونگوت‌ها  در مسیر راه ابریشم با اویغورها به تجارت دست داشتند و چنگیز خان برای گسترش تجارت در ضمن گسترش قلمرو خود، اطلاعات لازم را از این بازرگانان به دست میاورد. چنانچه چنگیز خان در جریان تلاش برای متحد ساختن قبایل مغول‌ها بازرگانان تورک نظیر قین قای اویغوری که در شمال چین و مغولستان تجارت داشت و حسن تاجر مسلمان از شاخه ارغون قبیله اونگوت مغولستان داخلی را با خود همراه ساخته بود. این بازرگانان اطلاعات زیادی را درباره دودمان جین و مناطق غربی به چنگیز خان دادند. از این به بعد چنگیز خان با ادیان مختلف اسلام، مسیحیت، بودایی و غیره آشنا گردید اما هیچ‌یک را برتری نمی‌داد. پس از فتح قلمروهای جدید آزادی مذاهب را ترویج می‌نمود.

در زمان قوبیلای خان اونگوت‌ها  در قسمت‌های شمالی چین در شمال دریای زرد در گذرگاه بین مغولستان و چین می‌زیستند که اکنون ایالت سوی یوان نامیده می‌شود. در زمان چنگیز خان پس از حمایت اونگوت‌ها  از چنگیز علیه نایمن‌ها مرکز آن‌ها قاوشنگ در ایالت کنونی کویی هوا بود. با پذیرفتن مسیحیت از سوی اونگوت‌ها  تدریجی نام‌های تورکی آن‌ها به نام‌های دینی مسیحی تعویض گردید و متباقی آن‌ها که در محدوده چین زندگی می‌نمودند نام‌ها و القاب چینی اختیار نمودند. مارکوپولو از 1271 تا 1293 در چین بود و شاهزاده اونگوت کورگوز را به نام جورج نام می‌برد که پس از قبول مسیحیت به او داده‌شده است. به قول مارکوپولو مسیحی‌های شرق همه تورک بودند. مارکوپولو,لایت اونگوت‌ها را تیندوک می‌گوید. طبق منابع موجود تیندوک ولایتی در شرق با شمار زیاد قلاع و شهرها بود که بزرگ‌ترین شهر آن تیندوک بود. این ولایت مطیع خان بزرگ مغول بود. در بعضی منابع اونگوت‌ها  به شکل اونگ، چو یوی، ونگو، ژوخی، شاتو، یونگ گو و تاتارهای سفید ذکرشده‌اند. پایتخت تابستانی سران اونگوت‌ها  شهر اولون سومه در مغولستان داخلی بود که به نام دینینگ لو یاد می‌گردد. طی کاوش‌های باستان‌شناسان جاپانی از دانشگاه توکیو آثار باستانی زیادی از دوره اونگوت‌ها از دینینگ لو به‌دست‌آمده است که نقوش عنقا و اژدها را دارد. نظیر این نقوش عنقاها و اژدها از تخت سلیمان در ایران پایتخت تابسنانی ایلخانان ایران نیز به‌دست‌آمده است که نشان‌دهنده نفوذ هنر چینی دوره هان در ایران آن‌وقت است.

اونگوت‌ها  مانند سایر تورک‌ها در ابتدا دین شمنی داشتند بعدها از اثر تأثیرپذیری از سایر تورک‌ها دین بودایی و مانوی در بین آن‌ها نیز مروج گردید. گروه‌هایی از اونگوت‌ها  پس از انتشار دین اسلام در آسیای مرکزی به اسلام گرویدند شماری از آن‌ها بودایی شدند و گزارش‌های وجود دارد که شماری از اونگوت‌ها  به تاویزم و کنفوسیانیزم گراییدند. شماری دیگر در دوران پادشاهی اونگوت‌ها  در مغولستان در سده یازده به مسیحیت گرویدند. در زمان ایلخانان ایران گروهی از اونگوت‌ها  و مغول‌ها که طی لشکرکشی‌های مغول‌ها به ایران مهاجرت نموده بودند پیرو مسیحیت بودند و از سوی ایلخان در اجرای مراسم دینی خود آزاد بودند. همچنان اونگوت‌ها  در جمله خدمتکاران دربار قوبیلای خان در چین و دربار ایلخانان در ایران بودند. چنانچه در زمان ارغون خان نماینده‌هایی از اونگوت‌ها  که از چین آمده بودند برای برقراری روابط با اروپا از خان بالغ به‌سوی مناطق مقدس در شرق میانه و بیزانس فرستاده شدند که در میان آن‌ها از قبیله اونگوت شخصی به نام مارکوس آن‌ها را همراهی می‌نمود. این مارکوس بعدها رییس مسیحیان اونگوت تعیین گردید و با ارغون خان ایلخانی مناسبات خوب داشت. در اواخر شده سیزده حوالی 1295 شاه اونگوت به نام جورج در یابالاها دین مسیحیت را قبول می‌کند و بعدازاین پیروان مسیحیت در بین اونگوت‌ها  بیشتر می‌گردد. رشیدالدین از حضور اونگوت‌ها  در میان خدمتکاران ایلخانان در تخت سلیمان پایتخت تابستانی ایلخانان یادآوری می‌نماید.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/58/Mongol_Empire_c.1207.png  

نکته قابل دقت نفوذ و اعتبار اونگوت‌ها  در دربار خان بزرگ است. رنه گروسه در امپراتوری صحرانوردان درباره مناسبات اونگوت‌ها  با شهزاده خانم‌های چنگیز خانی می‌نویسد که در زمان‌حساس که نایمن‌ها در تلاش توطیه قتل چنگیز خان بودند از سبب حمایت الا قوش تگین از چنگیز خان نایمن‌ها شکست خوردند، خان بزرگ الا قوش تگین را به خدمت شخصی خود منصوب نمود. هنگامی‌که الا قوش تگین و پسرش بایان شیبان را دشمنان از سبب حمایت از چنگیز خان کشتند زن الاقوش با پسر دیگرش پو یا اوهو (به چینی) به یون چینگ فرار نمود. چنگیز خان پس از فتح منطقه در جستجوی خانواده الاقوش تگین شد و پس از بازیافتن شان، آن‌ها را زیر حمایت خود گرفت. پسر الاقوش تگین با چنگیز خان در فتوحات خوارزم شرکت نمود و پس از برگشت از خوارزم چنگیز خان دخترش الاقای بیکی را به ازدواج پو یا اوهو درآورد. (این شخص در جامع التواریخ پسر الاقوش نه بلکه برادرزاده او گفته‌شده و نامش چنگوی است که با الاقای بیکی ازدواج می‌نماید).  الاقای بیکی پس از کشته شدن شوهرش زمام امور اونگوت‌ها  را به دست گرفت و باتدبیر قلمرو او را اداره نمود و سه پسر او قون بوقا، آی بوقا و جولیق بوقا را تربیت نمود. دو شاهزاده اولی با شاهزاده خانم‌های چنگیزی ازدواج نمودند. شاهزاده قون بوقا با شاهزاده خانم یلمیش دختر گیوگ خان و آی بوقا با شاهزاده خانم یوراک دختر قوبیلای خان ازدواج نمود. کورگوز پسر آی بوقا با شاهزاده خانم قوتادمیش دختر چنکین (پسر قوبیلای خان) و شاهزاده خانم ایامیش دختر تیمور قاآن ازدواج نمود. اما طبق رشیدالدین الاقای بیکی از چنگوی یک پسر به نام اونگودای داشت که با دختر تولوی خان که از منگو قاآن کهتر و از هولاکو خان مهتر بود ازدواج نمود.

در جامع التواریخ قبایل تورک و مغول جداگانه ذکر گردیده است.اونگوت در جمله قبایل تورک ذکرشده است که اونگوت‌ها  جز نیروهای آلتان خان پادشاه ختای بوده‌اند که آن‌ها را شبیه مغول‌ها دانسته و جمعیت شان را حدود چهار هزار خانه می‌داند. در ضمن می‌گوید که قایمش خاتون مادر ارغون خان پادشاه ایلخانی ایران از قوم اونگوت بود. جماعت امرا و بزرگانی که از این قوم مشهورند که در زمان چنگیز خان امیری هزار از ایشان بوده آی بوقا نام بوده و آنانی که بدین ملک آمده‌اند چین تیمور است که پیش‌ازاین با نیسل نویان به هم آمده بود. طبق رشیدالدین پسران چین تیمور در خوارزم بودند. کوچ تیمور حاکم خوارزم است و انگو تیمور و پسرانش یوسف و قوری بوقا و پسر یوسف ماقور نام پیش توقتای اند.

اکنون برگردیم به پادشاهی اونگوت‌های مسیحی که به نام مار یابالاها یاد می‌گردید که قلمرو آن از شمال منطقه گانسو تا شمال هیبی وسعت داشت و منگولیای داخلی را نیز دربرمی‌گرفت. مرکز پادشاهی شهر کوشانگ یا قوشنگ بود و پایتخت تابستانی آن‌ها اولون سومه بود. بقایای سنگ‌های قبور آن‌ها در مناطق مختلف منگولیای داخلی کشف گردیده است که شاید مقبره سربازان گمنام باشد که در جنگ‌ها کشته‌شده‌اند. بیشتر کتیبه‌های سنگ‌قبرها به خط سیریاک و به زبان تورکی‌اند اما در بعضی نمونه‌ها خط اویغوری هم دیده می‌شود. نکته جالب در این نوشته‌های کوتاه این سنگ‌ها این است که کلمات قبر و نشان در آن‌ها استفاده‌شده است. متن کتیبه‌ها شباهت به زبان اویغوری سده دهم و بعدازآن دارد که در منطقه سیمیرچی معمول بود. نوشته از سبب کوتاهی سطرها تصور می‌گردد اشعار تورکی اونگوت‌ها  بوده باشد که پژوهش‌های آینده جزییات آن‌ها را روشن خواهند ساخت. دانشمندان زبان اونگوت‌ها  را مربوط به لهجه تورکی شرقی می‌دانند. اونگوت‌ها  به زبان سیریاک آشنایی نداشتند اما در پهلوی خط سیریاک تنها بعضی لغات سیریاک مذهبی را استعمال می‌نمودند. نوشته تورکی که بالای سنگ‌قبرها به خط سیریاک حک‌شده است در اثر ساییدگی‌ها و گذشت زمان خواندن آن مشکل می‌باشد. اما شکل نوشتاری و متن آن شباهت به تور تلیک‌های تورکی دارد که نظیر آن در دیوان لغات التورک محمود کاشغری نیز فراوان آمده است. یکی از این کتیبه‌ها چنین خوانده‌شده است:

خول سارغیش سوزی سوزله

اخیل خانی قولیتور

تاغمه بیرار اوز سوزلر

خاره تاشیم یوریتور

به سیریاک چنین است:

ترجمه آن چنین است:

بنده خدا سارغیش چنین می‌گوید

پروردگار حافظ همه‌چیز است.

سخنان هوشمندانه می‌گوید

خداوند با من همراه است.

 یکی از پادشاهان اونگوت‌ها  در دوران دودمان یوان به نام جورج یادشده است که مرکز او فینگ ژو شهر پررونقی در آن زمان بوده است که بقایای آن تاکنون باقی است. در سالنامه دودمان یوان درباره پادشاه اونگوت‌ها  مطالب زیادی آمده است که خلاصه آن ذکر می‌گردد: درزمانی که چنگیز خان در حال رسیدن به خانی بود اله قوش تیگت قوری ( اله قوش تگین) پادشاه اونگوت‌ها  بود اجداد او برای نسل‌ها پادشاه بودند و جد بزرگ او بوقوق خاقان نام داشت. در زمان اله قوش، تایانگ قاآن پادشاه نایمن‌ها  که در شمال غرب منطقه اونگوت‌ها  ساکن بود مداخله در امور اونگوت‌ها  را آغاز نموده آن‌ها را علیه چنگیز خان به قیام دعوت نمود. اگرچه شماری از اونگوت‌ها  خواستار این همبستگی بودند اما اله قوش با آن مخالف بود. ازاین‌رو اله قوش سفیر نایمن‌ها را اسیر نمود و نماینده‌ای به‌سوی چنگیز خان فرستاد و از توطیه احتمالی او را آگاه ساخت. چنگیز خان پنج صد اسپ و یک هزار گوسفند فرستاد تا علیه تایانگ قاآن بجنگند. پس از شکست تایانگ قاآن نیروی چنگیز خان به‌سوی جنوب دیوار چین رهنمایی شدند و اله قوش اجازه یافت به قبیله خود برگردد. اما مخالفین اله قوش از سبب حمایت او از مغول‌ها برخلاف جین‌ها در سال 1211 اله قوش و پسرش بویان خیبان (شیبان) را کشتند. زن اله قوش با پسر خوردش بویاهو به یون ژونگ  فرار نمود. هنگامی‌که چنگیز خان یون ژونگ را فتح نمود برای دادن پاداش به اونگوت‌ها  به جستجوی زن اله قوش امر نمود. پس از یافتن آن‌ها به اله قوش لقب پس از مرگ پادشاه گاو تانگ و به خانمش لقب ملکه را داد. ازآنجایی‌که پسر اله قوش خورد بود به برادرزاده او لقب پادشاه بی پینگ را اعطا نمود. پس از درگذشت او پسرش نیگوتای پادشاه شد که با دختر تولوی خان ازدواج نمود.

پس از کشته شدن نیگوتای پسر اله قوش در فتوحات مناطق غربی سهم گرفت و لقب پادشاه بی پینگ را کسب نمود و با شاهزاده اله قای بیکی (دختر سوم چنگیز خان) ازدواج نمود. این شاهدخت در هنگام جنگ‌های داخلی که همه فرماندهان در دوردست‌ها به جنگ مشغول بودند قلمرو اونگوت‌ها  یا بی پینگ را تا زمان گیوک خان اداره می‌نمود. ازآنجایی‌که شاهدخت فرزند نداشت بویاهو زن دوم گرفت و صاحب سه پسر به نام‌های قون بوقه، آی بوقه و قل بوقه گردید. پس از درگذشت به هردوی آن‌ها یعنی بویاهو شاهدخت القاب شاهی ژاو داده شد. پسر او آق بوقه با دختر بزرگ امپراتور دینک ژونگ ازدواج نمود، آی بوقه با دختر دوم قوبیلای خان ازدواج نمود. این ازدواج‌ها موقف و نفوذ اونگوت‌ها  را در امپراتوری مغول‌ها بالا برد.

پس از 1221 اونگوت‌ها  در منطقه خوارزم ساکن گردیدند که به صفت والی یا حاکم اجرای وظیفه می‌نمودند در ضمن مناسبات خویشاوندی با شهزاده‌های سلسله جوجی داشتند. ارغون‌ها بخشی از اونگوت‌ها  در اولوس جوجی اهمیت یافتند و بعدها جز قبایل قزاق و مغول‌های منطقه گردیدند. اونگوت‌ها  شامل شده در قزاق‌ها اکنون به نام اوک یا واق یاد می‌شدند. مناطق زیادی مربوط اونگوت‌ها  مثلاً پایتخت آن‌ها اولون سومه و مقبره‌های آنان در اولان چاب، هو هوت و شیلین گول طی حفریات از مغولستان داخلی کشف گردیده‌اند و مصنوعات گوناگون طلایی، البسه ابریشمین، پیاله‌های طلایی، چادر زنانه، ابزار تزیینی دیواری و مجسمه‌ها به‌دست‌آمده است. پس از رانده شدن مغول‌ها از چین در 1368 منطقه اونگوت‌ها  بخشی از مغول‌های تومید گردید و در منطقه موه هات ساکن گردیدند. 

اونگوت‌ها  در مقامات مهم رسمی غیرنظامی نیز شامل بودند. چنانچه یکی از مؤلفین دایرة‌المعارف جینگ شی دادایان (خلاصه حکومت‌های جهان 1330) به نام  ژاو شیان (1260-1336) از اونگوت‌ها بود که همراه با یو جی (1272-1348) از دانشمندان جنوب چین آن را آماده نمود. این اثر در 1330 تکمیل گردید که صدها عنوان مختلف را در برمی‌گرفت و با مراجعه به اسناد گوناگون طور خلاصه آماده‌شده بود که بیشتر بخشهای آن از بین رفته است. یکی از زنان مشهور اونگوت مندوخای سیچین خاتون ملکه دایان خان پادشاه سلسله دایان خانی (1510 تا 1634) است. اونگوت‌ها  در آن‌وقت جز تومن دایان خان بودند که به نام اوتوگ اونگوت یاد می‌شدند. مندوخای دختر چوروس بای تیمور چینگ سانگ رهبر اونگوت‌ها  بود. مندوخای در احیای سلطنت مغول‌ها و رهایی از تسلط اویرات‌ها  تلاش نمود. در سال 1449 متولد و در 1473 با دایان خان ازدواج نمود. دایان خان در جهت برقراری مجدد امپراتوری مغول‌ها مجاهدت بسیار نمود.

بویل می‌نویسد که در سده 14 در چین سه گروه مشخص تورک‌ها در مناطق مرزی چین ساکن بودند. مهم‌تر از همه گروه اسلامی و چینی شده عمدتاً اویغور در ضمن گروه بزرگ اونگوت‌های مسیحی بودند. این‌ها به حدی به هم شبیه بودند که در منابع موجود باهم خلط شده‌اند. گروه‌های از اونگوت‌ها  به اویغورها پیوسته اسلام را پذیرفتند. پروفیسور تانر در تاریخ چین می‌نویسد که در 1150 قبایل نیرومند مغول‌ها در مناطق بین انون و کرولون می‌زیستند و در مجاورت آن‌ها قبایل متعدد دیگر ساکن بودند در شرق و جنوب شرق تاتارها، در غرب مرکیت‌ها، در شمال بوریات‌ها، در شمال غرب قونغرات‌ها ، در جنوب کرایت‌ها و اونگوت‌ها ، در غرب دور و شمال غرب اویرات‌ها ، قرغیزها، نایمن‌ها، اویغورها و شاخه‌های از ختای‌ها که بعدها امپراتور قره ختای را تاسیس نمودند می‌زیستند. در ادامه می‌نویسد که زبان این قبایل تورکی یا مغولی بود اما زبان اونگوت‌ها  را یقینی تورکی می‌نویسد. طبق مارک دیکنز در سده‌های ده تا دوازده میلادی شماری از قبایل تورکی-مغولی قسمآ یا تماماً به مسیحیت گراییدند که در این جمله اونگوت‌ها ، اویغورها، نایمن‌ها، مرکیت‌ها، اوریانغی‌ها   و قنغلی‌ها  شامل بودند که بعدها جز عمده کنفدراسیون چنگیز خان گردیدند. اونگوت‌ها  در زمان قوبیلای خان بخشی از اردوی خان بزرگ را می‌ساختند و ایالت تاندوک را در اختیار داشتند.

 به نظر می‌رسد اونگوت شاخه‌های متعدد داشت و در منابع موجود از دوشاخه آن یادآوری شده است. طبق دایرة‌المعارف مغولستان قبیله ارغون که در خوارزم ساکن بود شاخه از اونگوت بوده است.هنگام فتوحات چنگیز خان در خوارزم شهزاده اونگوت پویاهو (پسر اله قوش تیگید قوری) با نیروی خود قوا مغول را همراهی نمود. پس از برگشت چنگیز خان دخترش الاقوش بیکی را به ازدواج این شهزاده اونگوت درآورد بخشی از نیروی اونگوت‌ها  در خوارزم ماندند. اونگوت‌ها  همراه با قونغرات‌ها  در خوارزم در مناطق قره قالپاقستان کنونی ساکن شدند.

بخشی از اونگوت‌ها  در جریان فتوحات چنگیز خان و اخلاف او با اردوی مغول به‌سوی جنوب و غرب در آسیای مرکزی، حوزه ولگا، کریمیه، کوه‌های اورال و بخش کوچکی نیز به منطقه قفقاز آمدند. قبایل و ملت‌های آسیای مرکزی در زمان‌های مختلف تلاش داشتند خود را به گروه‌های در حال صعود به قدرت مرتبط بدانند. بدون در نظر داشت ارتباط قبیلوی تلاش می‌نمودند خود را به قبیله مطرح منسوب بسازند. رشیدالدین در اثر مشهور خود در این رابطه چنین آورده است که تاتارها خود را خیلی نیرومند و شگفت‌انگیز ساختند که سایر مردمان تورک خود را تاتار می‌نامیدند و این نام را افتخار می‌دانستند که در زیر آن به شهرت رسیده بودند همین‌گونه در حال حاضر جلایر، تاتار، اویرات، اونگوت، کرایت، نایمن، تنگوت و دیگران شکوه و افتخار را در نام مغول می‌بینند و خود را بانام چنگیز خان و اخلافش درخشان و ممتاز به‌حساب میاورند نامی که درگذشته آن را تحقیر می‌نمودند. چنانچه به قول پروفیسور وانتاک هونگ از پوهنتون ملی سیول در زمان چنگیز خان قبایل تورک نیز خود را مغول می‌نامیدند. در ضمن متذکر می‌گردد که در زمان مرگ چنگیز در اردوی او 129 هزار مرد جنگی در 95 مینگان شامل بود که تنها پنج مینگان آن را تورک‌های اونگوت تشکیل می‌دانند.

در صفوة الصفای ابن بزاز اردبیلی آمده است که اونگوت‌ها  قبیله معروفی بودند که احتمالاً اصل و نسب مغولی داشتند و با تورک‌ها ممزوج شده و توسط مبلغین تورک مسیحی شده بودند و همین دین را در ایران و آذربایجان حفظ کردند. اعلام جغرافیایی متعدد من‌جمله در اطراف میانه (شهری در ایران) از آن‌ها باقی‌مانده است. بدون شک نام مناطق و یا نام‌های خانوادگی اونگوت در ایران، روسیه، قزاقستان، اوکراین و تورکیه از حضور اونگوت‌ها  درگذشته‌های دور حکایت می‌نماید.

در این بخش کمی درباره ارتباط اونگوتها با گروه های مختلف قدیمی و اقوام معاصر بحث میگردد.

ارتباط با هون‌ها؛ هیونگنوها و سیسی‌ها:

ارتباط اونگوت‌ها  از طریق شاتوها به هون‌ها و هیونگ نوها بوده است. نخستین ذکر اونگوت‌ها  در محلی بوده است که جای بودوباش شاتوها بوده است اما طبق نوشته بیجار درباره تاریخ جت‌های هند در میان هون‌های مهاجر در هند نیز اونگوت‌ها  وجود داشتند. شاتوها به سه گروه تقسیم‌شده‌اند که اونگوت‌ها  یکی از شاخه‌های آن‌ها بوده است. از سوی دیگر شاتوها در ترکیب گوک تورک‌ها و در توکیوها شامل بوده‌اند. چنانچه شاتوها در ترکیب قبیله چویو در کنفدراسیون تورک‌های غربی شامل بودند و در حوزه جونگر می‌زیستند. یکی از سران شاتوها به نام جین شین در سده هشتم برای محافظت مرزهای دودمان تانگ در نزدیک دیوار بزرگ چین جابجا گردید و لقب فرمانده کل برایش داده شد. بعدها یکی از فرماندهان تورک‌های شاتو به نام فوگو پس از تهاجم امپراتوری توبوی تبت در منطقه گانسو جابجا گردیدند و شاخه دیگر در منطقه شانسی کنونی مستقر شدند. شاتوها برای جلوگیری از تهاجم قبایل دیگر علیه دودمان تانگ و در برای سرکوب شورش‌ها خدمت می‌نمودند. یکی از جنرالان آن‌ها لقب لی را کسب نمود و بانام چینی لی گو چانگ شهرت یافت. پسر او لی کیونگ در 883 پایتخت چان گان را از دست شورشیان آزاد ساخت و کمیشنر نظامی منطقه هیدونگ گردید. لی جون خی پسر لی کیونگ در 923 دودمان لیاو را بنیاد نهاد. در ضمن بنیان‌گذاران دودمان‌های تانگ متأخر (923-936)، جین متأخر(936-946) و دودمان هان(947-950) نیز شاتوهای تورک بودند. در اوایل سده یازده شاتوها به سه‌شاخه تقسیم ‌شدند که یکی از آن‌ها به نام اونگوت شهرت ‌یافت. به همین ترتیب مردمان منطقه قین غای خود را از شاتوها می‌دانند و به نام تاتارهای سفید خود را شناسایی می‌نمایند.

اونگوت‌ها و تاتارهای کریمیه

قبیله اونگوت در طول تاریخ در جریان مهاجرت تورک‌ها و در جریان لشکرکشی‌های سلاطین تورک و سپس مغول‌ها نقش فعالی را داشته‌اند و شاخه‌های آن به مناطق مختلف آسیا و اروپا منتقل گردیده‌اند. ازاین‌رو در جمله تشکیلات اتنیکی ملیت‌های مختلف معاصر به‌ویژه اوزبیک‌ها، تورکمن‌ها، قزاق‌ها، تورکیه و غیره شامل شده‌اند. بدون شک شاخه‌هایی از آن‌ها که مسیحیت را پذیرفته بودند به مناطق دیگر به‌ویژه روسیه، اوکراین و اروپای شرقی پخش گردیده‌اند. در این رابطه از بعضی منابع نقل می‌گردد. مطالعات دی ان ای بالای بقایای وانگوها (در منابع تاریخی بعضاً اونگوت‌ها  به این نام نیز یادشده‌اند) نشان می‌دهد که ساختار جنیتیکی اونگوت‌ها  به تورک‌ها نزدیک‌تر است.

طوری که ذکر گردید در باشقیرستان اونگوت‌ها  با تاتارها و باشقیرها یکجا می‌زیستند و اسلام سنی را پیروی می‌نمودند. در ضمن در شبه‌جزیره کریمیه هنوز هم شهری به نام اونگوت وجود دارد. از سوی دیگر جانی بیکوف در تاریخ نوغای ها در جمله تاتارهای کریمیه از قبیله اونگوت یادآور می‌شود که همین قبیله اونگوت است و تمغای آن‌ها (http://s155239215.onlinehome.us/turkic/30_Writing/301Tamgas/CrimeaTatarTamgas/KanglyBurkutNivkisUngitCT.gif) و نام تمغا ای-مون یا کمان بوده است که قبایل نوکیس، بورگیت و قانقلی نیز همین تمغا را داشتند. تانر نیز در کتاب اقلیت‌های فراموش‌شده اروپای شرقی از اونگوت در کریمیه اوکراین یادآوری می‌نماید.

ارتباط با مغول‌ها:

در بعضی منابع اونگوت‌ها  را در جمله قبایل مغول‌ها ذکر نموده‌اند اما درواقع در منابع متعدد تورک بودن آن‌ها را تأکید نموده‌اند. حمایت اونگوت‌ها  از چنگیز خان و مناسبات بعدی آن‌ها با مغول‌ها سبب گردیده است که ازجمله مغول‌ها حساب شوند. از سوی دیگر در جمله قبایل مغول‌ها از قبیله دیگری به نام اونی گوت ذکر می‌گردد که شباهت این دو نام نیز سبب می‌گردد تا اونگوت‌ها  نیز در جمله قبیله مغول‌ها حساب شوند. چنانچه خدمه‌های دربار ملکه‌های قوبیلای خان از قبیله اونگوت بودند. هر دو یا سه سال بعد نماینده‌های خان بزرگ صدها تن را از این قبیله به دربار قوبیلای خان میاوردند.

اونگوت در تاریخ سری مغول نیز ذکر گردیده است که سرتاق اسان فرستاده اله قوش دیگیت قوری رهبر اونگوت‌ها  در مسیر دریای ایرگونه بر یک شتر سفید با یک هزار قوچ برای خرید رنگ و پوست سنجاب آمد. هنگامی‌که برای آب دادن حیوانات در دریاچه بلجونا رسید با چنگیز خان ملاقات نمود. در حواشی کتاب از سوی مترجم درباره اله قوش چنین آمده است که او رهبر قبیله اونگوت بود. نام او از اله غوشی اورخون به معنی زاغ مشتق شده است. لقب دیگیت به معنی دوست یا رفیق است و قوری به معنی رییس چندین قبیله می‌باشد. در ضمن اونگوت در تورکی اورخون به معنی نقطه مقابل یا مخالف یا زننده آمده است. در ضمن از اله قوش دیگیت قوری کورگان به صفت فرمانده پنج هزار نیروی اونگوت در جمله سایر فرماندهان قبایل یادشده است.

اگرچه شمار زیاد اونگوت‌ها  در جریان فتوحات چنگیز خان به ماوراءالنهر و ایران مهاجرت نمودند و در این مناطق ساکن گردیدند اما آن‌هایی که در منطقه آبایی‌شان ماندند تدریجی طی آمیزش با مغول‌ها رسوم و خصوصیات مغول‌ها را کسب نمودند و در سده پانزده جز اوتوگ تومید یا مغول‌های تومید گشتند. تومیدها تا حال در مغولستان زندگی می‌نمایند. آنهایی که در چین رفتند رسوم و عادات چینی‌ها را کسب نمودند.

ارتباط با تورکمن‌ها:

وامبری هنگام بحث درباره قبیله گوکلان تورکمن‌ها که مختوم قلی فراغی از این قبیله است می‌نویسد که گوکلان به ده شاخه فرعی تقسیم می‌گردد که شامل چاقر، بیگدلی، قایی، قره بال آقن، قوروق، بایندر، گرکز، یانقاق، سنگریک و آی درویش می‌باشد. سپس هنگام ذکر شاخه‌های فرعی هر یک قوروق را شامل گیبین لیک، صوفیان، دهنه قره‌سو، چکه، گوکره، قایاس، اونگوت و قنگور می‌داند. بدون شک این اونگوت شاخه همان اونگوت‌ها  مسلمان‌اند که به آسیای مرکزی آمدند و در منطقه ساکن گردیدند.  به همین‌گونه نخبه سیفیه نیز وقتی از جماعت گوکلان بحث می‌نماید آن را شامل دو گروه که حلقه داغلی و دومی دودرقه است و حاوی دوازده طایفه می‌داند.حلقه داغلی را مرکب از: قایی، قره بلخان، ارکک لی، چیق لیق، قارنوا، بایندر، قرق می‌داند و درباره قرق می‌نویسد که بزرگ‌ترین طایفه گوگلان است و ده طایفه داشته شامل گیین لیگ، قاباسقال، دهنه، چکه، گوگجه، قاراجه، قاراقوزی، صوفیان، کنگور و انگوت است.

 طبق کتاب تفصیل احوال تراکمه تألیف در 1299 هجری طوایف گوگلان بر شش قسمت تقسیم می‌شوند که مشتمل بر قایی،  بایندر،  قرق،  آی درویش، چغر بیگدلی و  یانقاق سقری است. اما وقتی شاخه‌های فرعی آن‌ها را بحث می‌نماید انگوت را در جمله یانقاق سقری میاورد که شامل آق شور، قره شور، دیزاگری، انقوت، قوشچی، خار، امان قوجه.عبدالرحمن آخوند تنگلی در اثر خود به نام شیرین‌بیان در شجره ترکی زبان زیرشاخه‌ی قیرق این‌گونه آورده است: گرکز، گینگ‌لیک، سفیان، دانه، قاراقوزی، چکه، اونگّوت، تمیر، قاراجا، کنگور.در ادامه می‌نویسد که: تیره‌های طایفه‌ی گوکلنگ بسیارند: میرزا پانگ، توکانچی، سیغیرسیکی، قیر، صوراتلی، کییک، شایشا، محمد، چایدار، آبشاق، تاشاک، ژباژی، داری، مالای، باکاوشا، دألی، قیزیل، گاتمن، آق‌گل، قالایجی، سورت‌پیک، باینال، پانگ، آنقوت، دیراگر و غیره.

نکته دیگر ارتباط شاخه چخر قبیله اونگوت با تورکمن‌ها است. اگرچه چخرهای اونگوت پس از آمیزش با مغول‌ها در میان آن‌ها به تحلیل رفتند اما احتمال اینکه بخشی از آن‌ها در جریان فتوحات مغول‌ها به مناطق دیگر رفته باشند متصور است. در میان تورکمن‌های افغانستان شاخه از تورکمن‌های چاقر، چغر یا چغیر یا چقیر وجود دارد که شاید با شاخه چخر اونگوت‌ها  مرتبط باشد. در تقسیمات قبیلوی تورکمن‌ها چاقرها در قبیله گوکلان شامل‌اند درحالی‌که در شاخه قوروق گوکلان تیره‌ای به نام اونگوت نیز شامل می‌باشد. چغرها در اندخوی ساکن‌اند و شاید در مناطق دیگر نیز موجود باشند. منطقه‌ای در اندخوی وجود دارد که چقور قشلاق میگویند درحالی‌که در آن تورکمن‌های چغر ساکن‌اند. در اطلس اتنوگرافی اقوام ولایت جوزجان از قریه چغیر همچنان چقر سای در ولسوالی قوش تیپه یادشده است.

ارتباط با قزاق‌ها

منابع متعددی از شامل بودن اونگوت‌ها  در اولوس قزاق‌ها ذکر می‌نمایند.اونگوت‌هایی  که در جریان فتوحات چنگیز خان به خوارزم ساکن گردیدند درصحنه سیاسی اولوس جوجی نقش فعالی داشتند. بانفوذ تدریجی اوزبیک‌ها در ماوراءالنهر و شکل‌گیری قبیلوی اوزبیک‌ها قبایل تورک ساکن در ماوراءالنهر در جمع نیروی‌های شیبانی‌ها جذب گردیدند. با شکل‌گیری نیروی قزاق‌ها و جدا شدن منغیت-نوغای بالاخره تاسیس خانات قزاق شماری از شاخه‌های اونگوت‌ها  در ترکیب نیروی قزاق‌ها به قزاقستان کنونی مهاجرت نموده در حدود خانات قزاق ساکن گردیدند. تغییرات بعدی سبب گردید تا اونگوت‌ها  به نام اوک یا واق نامیده شوند.

ازنظر ساختار قبیلوی قبایل قزاق به سه دسته اساسی تقسیم می‌گردد که اولی جوز، اورته جوز و کیشی جوز اند و دسته چهارمی نیز به نام آق سویک نیز ذکر می‌گردد. اوک یا واق در دسته اورته یوز شامل است فکر می‌گردد همین قبیله اسلاف اونگوت‌هایی  اند که از خوارزم به خانات قزاق در سده 15 مهاجرات نمودند.

ارتباط با اوزبیک‌ها:

طبق منابع تاریخی نخستین گروه اونگوت‌ها  با چنگیز خان در فتوحات خوارزم شرکت نموده در آنجا ساکن گردیدند و از خوارزم به مناطق مختلف ماوراءالنهر و تورکستان پخش گردیدند. بدون شک در نیروی اونگوت‌ها  هم مسیحی‌ها و هم مسلمان‌ها شامل بودند ولی اونگوت‌هایی  که در تورکستان ساکن گردیدند بیشتر مسلمان بودند. ارغون‌ها یکی از شاخه‌های اونگوت‌ها  بودند که در مناصب حکومتی و تجارت اشتغال داشتند. در زمان زمامداری جوجی خان یکی از حاکمان خوارزم جنتیمور نام داشت که فرماندهی قوا مغول به شمول اونگوت‌ها  را نیز به دوش داشت. افغانستان در محل تقاطع اولوس چغتای و ایلخانان ایران قرا داشت و مناطق شمالی و غربی آن بین دو اولوس مغول دست‌به‌دست می‌شد. پس از اعزام جرماغون نویان والی مغولی افغانستان به ایران در سال 1232 جنتیمور حاکم خوارزم والی افغانستان تعیین گردید و اداره افغانستان را از بادغیس و هرات به عهده گرفت. بدون شک بخشی از نیروهای اونگوت‌ها  از خوارزم با جنتیمور به افغانستان منتقل گردیدند. چنانچه پس از ضعیف گردیدن اولوس چغتای و ایلخانان و به قدرت رسیدن تیمور کورگان ارغون‌ها در تشکیلات نظامی و سیاسی تیموریان راه یافتند. در زمان سلطان ابوسعید مأمورین حکومتی بیشتر ارغون‌ها بودند. در ضمن امرای ارغون‌ها نفوذ زیادی در تغییرات سیاسی بعدی داشتند. چنانچه ذوالنون ارغون و پسرانش شاه شجاع ارغون و شاه بیگ ارغون در غور و قندهار از سوی سلطان حسین بایقرا و اسلافش موظف بودند. در ضمن بعدها ارغون‌ها سلسله ارغون‌های سند را ایجاد نمودند.

دایرة‌المعارف ملی اوزبیکستان اونگوت‌ها  را شاخه از شاتوها می‌داند که در منگولیا ساکن بودند بعداً به مناطق شمالی چین مهاجرت نمودند و مسیحیت را پذیرفتند. در جریان فتوحات مغول‌ها گروه‌هایی از آن‌ها به خوارزم آمدند.پس از 1221 آن‌ها در خوارزم ساکن شدند و در اولوس جوجی به صفت والی و حاکم وظیفه اجرا نمودند. در سده‌های 15 و 16 در جمله قبایل مربوط به اوزبیک‌های  دشت قپچاق شامل بودند. درگذشته به مالداری مشغول بودند اما از سده‌های 16 و 17 به بعد به زراعت روی آوردند. منابع مختلف درباره سکونت اونگوت‌ها  در خوارزم ذکر می‌نمایند هدف از جابجایی این نیروها در خوارزم ذخیره قوا جهت ادامه فتوحات چنگیز خان به مناطق دیگر نظیر ایران، افغانستان، آذربایجان، عراق و مناطق دیگر بود. موجودیت نام‌های مناطق در ایران، افغانستان و تورکیه گواه این مدعاست که از سبب سکونت اونگوت‌ها  در این مناطق این نام‌ها را کسب نموده‌اند اما باگذشت سده‌ها و انکشافات بعدی تدریجی در نسل‌های بعدی نام‌های قبیلوی فراموش گردیده است و به شکل نام محل یا نام‌های خانوادگی حفظ گردیده است.

طوری که ذکر گردید در منابع از دوشاخه عمده اونگوت‌ها  یکی ارغون و دیگری چخر ذکر گردیده است. ارغون یکی از 92 قبایل اوزبیک‌ها ست اما چخر یا چغر در این فهرست شامل نیست. شاید همین شاخه ارغون اونگوت‌ها  با قوا مغول در خوارزم آمدند و در آنجا ساکن گردیدند. لذا این احتمال وجود دارد که شاخه ارغون تدریجی به شکل قبیله جداگانه عرض هویت نموده باشد. قبیله ارغون در جمله افراد دفتری و دیوانی سلطان ابوسعید تیموری بود. درباره اونگوت‌ها  در منابع دوره تیموری ذکری نشده است اما ارغون‌ها نقش مهمی داشته‌اند. در اطلس اتنوگرافی اقوام ولایت جوزجان از قریه چغیر همچنان چقر سای در ولسوالی قوش تیپه یادشده است در این ولسوالی اوزبیک‌ها و در ضمن تورکمن‌ها سکونت دارند. احتمال ارتباط چغیر و چقر سای با شاخه چخر اونگوت‌ها  محتمل است. درباره ارتباط احتمالی چخر با چغر تورکمن‌ها قبلاً بحث گردید.

خانیکوف اونگوت‌ها  را در جمله 97 ق


شو موضوعده









ستاکهولم، سویدن

info@baborshah.com