صحبت منوروف

اوزبیکستان حقیده

نوروزبیره می

محقق و نامه نگار عبدالله رویین

|
|
۳۱
اسد
۱۳۹۲

                    alt

                                    عبدالله رویین

 

 

         خلص سوانح محقق و نامه نگار

 

 

       عبدالله رویین

 

 

عبدالله رویین فرزند عبدالحی در سال 1950 در گذر کاسانی مرکز ولایت باستانی قندوز  واقع در شمال شرق افغانستان در یک خانوادۀ روشنفکر و کسبه کار  دیده به جهان گشود و تعلیمات ابتدایی را نزد پدر آموخت. در عین زمان با پدر یکجا به کار دوختن و آماده ساختن بکس جیبی (قپچق) از پوست بز و گوسفنــــد کار می نمود.

تا اینکه در اثر شوق و علاقۀ زیاد به خواندن و نوشتن سواد خود را کشید و در ایام زمستان چارکتاب، گلستان، مهمات الدین، امیر مصیب غازی، داستان امیر حمزه، قصص الانبیا را در صندلی گرم نشسته بدوستان میخواند. در آموختن قرآن کریم و حفظ آن نیز پرداخته چندین پاره را حفظ نموده بود. در چارده سالگی پدر را از دست داده با ادامۀ کسب پدر و  فروش محصولات دو گاو شیری روزگار را می چلانید و نیز بدروس علوم دینی چون ترجمه قرآن نزد استاد مدرسه ادامه می داد. در سن نوجوانی با هم قطاران کوچه   به خاطر فراگیری علوم صرف و نحو به مدرسه خیابان یک محله بالاتر از محله خودشان شامل گردید.

در ولایت قندز مدرسه دینی دولتی و رسمی بنام تخارستان وجود داشت که همه ساله از ولایات و نواحی شمال شرق، بدخشان تخار، کندز و بغلان تعدادی از طالبان مدارس را به اساس کانکور جذب می نمود. عبدالله رویین نیز به سایقۀ علاقۀ وافری که به آموختن داشت در سال 1968 به امتحان کانکور مدرسه یاد شده که حدود هزار نفر شامل امتحان شده بودند اشتراک نموده  بدرجة هشتم کامیاب و شامل صنف پنجم آن مدرسه گردید که در آن مدرسه علاوه بر علوم دینی، ریاضی، زبان های دری، پشتو و انگلیسی، تاریخ، جغرافیه و هندسه نیز تدریس می شد. درین مدرسه با درجه 3-4 کامیاب میگردید و نیز  برای  شاگردان مکتب کورس ریاضی درخانه دایرنموده بود. درسال 1976 با سپری نمودن امتحان کانکور پوهنتون به فاکولته شرعیات راه یافته کامیاب گردید، اما در آنجا به بهانۀ اینکه او 25 ساله است از شمول در پوهنتون محروم ساخته شد و عوض او شخص دیگری راجذب نمودند. نسبت نبود شناخت و واسطه صدای خود را نتوانست به گوش مسئولین برساند و با یک عالم حِرمان دوباره به شهر خود برگشت در آن سال در مدرسه مذکور صنف 13 جدیداً تاسیس شده بود صنوف 13 و14 را بانمرات عالی تمام نموده فارغ گردید در همان سال دو استاد عراقی نیز برای تدریس زبان عربی آمده بودند که اکثراً با ایشان در ترجمه زبان عربی همکاری می نمود .

بعد از فراغت به صفت معلم در لیسه خلج ولسوالی ولایت هلمند مقرر گردید که در آن دیار کتب بزبان پشتو تدریس می شد، زبان پشتو را خوب فرا گرفت حالا می تواند به این زبان صحبت کند، بنویسد و ترجمه نماید. بعداَ درچوکات وزارت عدلیه به کار پرداخت. تا اینکه جریده یولدوز بعد از حادثه 7 ثور بزبان اوزبیکی به مدیریت مسئول دانشمند محترم زنده یاد محمد امین اوچقون  تأسیس گردید. مقاله ای به آن جریده ارسال نموده بود که بعد از نشر پای او نیز به جریده کشیده شده در تیر ماه سال به صفت معاون آن جریده تعیین شد.

در سال 1984 وقتی که جریده یولدوز به مزار شریف مرکز ولایت بلخ انتقال یافت به صفت مدیر مسئول جریده کار نمود و تیراژ جریده را از 500 (پنجصد) شماره که در کابل نشر می شد به 10000 (ده هزار) نسخه بالا برد و ارتباط را با خوانندگان و مردم برقرار نموده به تمام ولایات  شمال سفر داشته در حلقه های علمی آن ها شرکت نموده است. بعد از تحول به صفت رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ و بعداً در نماینده گی آمریت افغانتور (توریزم) به صفت آمر آن اداره ایفای وظیفه می نمود.

روئین علاقه وافر داشت تا آثار نوایی در زاد گاه نوایی بزبانی که تحریر داشته است به طور مکمل نشر گردد. به مقامات مسئول این  پیشنهاد را می نمود، اما ایشان از حضرت نوایی با شأن شکوه و محافل بزرگ و دادن ضیافت ها با مصارف زیاد از سوانح و کارکرد هایش اکتفا نموده و کنده و گریخته بعضی آثارش به چاپ می رسید بالأخره عبدالله رویین مجبور شد خود با تعدادی از دانشمندان فوندی را بنام" فوند نوایی بابر" ایجاد نموده و باشعار:

 

   یولنی یمان یخشی سی دن ییمه غم

   بســــم الله دیگـیـل و قویغیل قدم

 

تصمیم گرفت تا، آرام و پیگیرانه به این راه روشنایی ها قدم گذارد به لطف خداوند و روحانیت امیر الکلام امیر علیشیر نوایی و تشویق خواننده گان تا حال موفق شده است که 16 اثر نوایی مجالس النفایس را در یک مجلد، لطافت نامة فخری و مجالس النفایس حکیم شاه قروینی که این اثر را به فارسی ترجمه نموده بوده اند مقایسه و با جدولی نشر نمود، در مجلد دوم اثر اربعین، محبوب القلوب، منشآت، جاگرفته نشر شد در جلد سوم خمسة المتحرین، حالات سید حسن اردشیر، تاریخ ملوک  عجم، و در جلد چهارم مناجات، تاریخ انبیا و حکما، رسالۀ تیر انداختن، در مجلد دیگر نظم الجواهر، حالات پهلوان محمد، محاکمة اللغتین، میزان الاوزان و جلد ششم نسائم المحبه نشر شده است.  با استفاده از آثار نشر شده در جمهوری اوزبیکستان از خط کریل برگردان نموده و بامتن هایی که در اختیارش میرسید تحت عنوان" نوایی اثرلری" آماده نشر نموده چاپ نموده است. تلاش داشت تا اثر بدون کم و کاست و مکمل نشر شود و نیز در اخیر هر کتاب تحت عنوان" لغتنامه" واژه های مربوط به کتاب و دیگر لغت های روزمره را به ترتیب الفبا به اوزبیکی و فارسی نشر نموده است که حدود هفت هزار لغات تا حال نشر شده است و این سلسله ادامه دارد و نیز کتاب "تاریخ ترکان قدیم" تألیف پروفیسور قزاق بای محمودوف را که در باره تاریخ ترکان قدیم تحریر یافته است به زبان فارسی ترجمه به گرامی داشت از 575 سالزاد نوایی بزرگ خدمت خوانندگان قرار داده است که عنقریب از چاپ خواهد برآمد و نیز لسان الطیر امیرعلیشیر نوایی نیز آمادۀ طبع می باشد.

چون او سیلی بی عدالتی را در جوانی خورده بود، لذا زمینه تحصیل را برای فرزندانش مساعد ساخته ایشان شکر خدا تحصیلات عالی داشته و مافوق آنرا تعقیب می نمایند و به چند زبان خارجی دست رسی دارند. خود او نیز بزبان های اوزبیکی، پشتو، تاجیکی، ترکی و عربی بلدیت دارد. واز آثار انگلیسی بهره گرفته می تواند.

در طول این مدت سفر های چندی به اوزبکستان، پاکستان، تاجکستان، در چار ایالت  امریکا و ترکیه داشته از صحبت دانشمندان و اهل خبره بهره گرفته و به زیارت آرامگاه مولانای کبیر مولانا جلال الدین محمد بلخی ثم رومی مشرف شده و فیض بی پایان معنوی از آن آستان پاک گرفته است.

  این بود فراز و نشیب هایی که در زندگی دیده و دوران چندین پادشاهی را گذشتانده است. از خداوند میخواهم به من قوت دهد تا روزی این خاطرات زندگی خود را به رشته تحریر درآورده، به آینده گان تقدیم نمایم.    

     به امید روزی که به جامعه شکوفان، تربیه دیده و دور از بی عدالتی ها که آرمان مردم ما و ایدال     دانشمندان گذشته ما بوده است، دست یابیم.

بااحترام

عبدالله رویین

21 اپریل 2013

مزارشریف

 

 

 


شو موضوعده









ستاکهولم، سویدن

info@baborshah.com