صحبت منوروف

اوزبیکستان حقیده

نوروزبیره می

پیام فدراسیون ففتا

|
|
۰۲
ثور
۱۳۹۵

 

 

هموطن! بهر نامی که خودرا در تاریخ باز می یابی وبهر هویتی که خویشتن را مفتخر میدانی، به هر زبانی که تکلم مینمایی ودر هر گوشه وکنار این کشور ویران که امرار حیات داری وبهر کیش وآئینی که معتقد هستی! خوب بخاطر بسپار که قبل از همه من وتو هموطنیم وفرزند همین خاک ! این اشتراک مقدس یعنی هموطنی در صورتیکه نتواند مشترکات انسانی مارا رقم زده ومارا در کنار هم با قبول امر برابری در پرتو یک مناسبات عادلانه قراردهد ، هیچگاهی مارا باهم برادر نخواهد ساخت. زیرا برادری در نبود برابری وهمدیگر پذیری حرف پوچ وبیهوده است. خون های انسانی ما برخلاف دعوا های ابلهانۀ نژاد پرستان نه رنگین تر از همدیگر ماست ونه هم صافتر وگرمتر! خون انسان در تمام گیتی منجمله کشور ما خون انسان است ، پس بیا تعهد نماییم که از دعوا های کاذب وپوچ برتری جویی ها درگذریم تا برادری واقعی را  درین کشور ویران وبا غرور از آن خود ساخته ، این وطن را بمعنی واقعی آن به خانۀ مشترک همۀ اقوام وملیتهای ساکن در آن مبدل سازیم.واز تفکرات برده ساز خویشتن را رهایی بخشیم . تا بتوانیم در کنار هم در صلح وصفا وزیسته وهمه باهم این وطن را آبادان کنیم!

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان(ففتا)باتوجه به تجارب خونین وسیاه سده های واپسین، خصوصاً چهار دهۀ اخیر، که مالامال ازاعمال نابرابریها وبیعدالتی های گوناگون منجمله تبعیض وتعصب بیحد وحصرتا سرحد حذف ونابود سازی کامل هویت وفرهنگ، زبان وتمامی داشته های تاریخی وانسانی اقوام وملیت محکوم ، از جمله تورکان اوزبیک وتورکمن ، در کنار هزاره ها، تاجیک ها، ایماق ها ، بلوچها، نورستانیها، پشه ای ها، قرغیزها، قزاقها، قزلباشها، هندوها، سیکهه ها وغیره میباشد، و احترام عمیق به تمامی حقوق وارزشهای مردمی وانسانی تمام باشندگان چندین ملیتی کشور، اعم از تاریخ، فرهنگ، زبان، مذهب، هویت اتنیکی، حقوق مدنی، فعالیتهای اقتصادی، حق مالکیت، مشارکت درامور دولتی، امنیت فردی، آزادی بیان، حق اعتراض، دادخواهی، تعلیم وتربیه بزبان مادری، مفاخر تاریخی وغیره، با صراحت اعلان میدارد که، رجوع ورکوع به سیاستهای انحصار طلبانۀ قوم محوروقبیله نشان که،  با بار ومحتوای نژادی ومذهبی ، لسانی ومنطقوی، واستراتیژی حذف ونابود سازی دیگر اقوام وملیتهای ساکن کشورتوأم باشد، همانگونه که برای پیشکسوتان قبله سالاری کهن سدو زایی ومحمد زایی ازاحمد شاه ابدالی وامیر عبدالرحمان تا ملا محمد عمر، حامد کرزی واکنونهم اشرف غنی احمدزی هیچ دستآوردی بجز از بر بادی ونابودی سرتاسری کشور وبذر نفاق برخاسته از این مناسبات غیر عادلانه  در بین تمامی اقوام وملیت های ساکن کشور با خود بهمراه نداشت، بعد اینهم نمایندگان سیاسی وفرهنگی هر آن قوم ویا قبیله ای که چنین هدفی را دنبال، وخواهان دستیابی به تثبیت برتری های قومی، قبیلوی، نژادی، زبانی، فرهنگی، مذهبی قوم وقبیله ای خویش با نادیده انگاری حقوق وامتیازات ملی وانسانی دیگر باشندگان کشور، درین سرزمین باشند، یقین کامل داشته باشید که ، هیچگاهی به این اهداف شوم خویش نایل نخواهند شد وبجز از بد بخت ساختن مردم تیره بخت وکشت نفاق تا بی نهایت دربین این مردم مظلوم کاردیگری را از پیش نخواهند برد. ولو اینکه چند صباحی را با استفاده ازین نیرنگ کثیف یعنی ترویج مفکوره های من برترقومی ونژادی، یک عده دلالان قومی ومعامله گران دیگر را باخود همراه وطبل های عظمت طلبی را اندر صدا نگهدارند وخود در مسند قدرت کاذب وفرعونی تکیه زنند وگنج های قارونی را از آن خود سازند.

تاریخ بازگو کنندۀ این حقیقت عریان است که،  این سرزمین باستانی، بر خلاف دعوا های نفاق افگنانه وقبیله پرستانۀ حلقات تمامیت خواه وعظمت طلب،نژاد پرستان تازه بدوران رسیدۀ جاه طلب، از بدو تاریخ تا امروزگهواره وگور تمامی باشندگان چندین ملیتی موجود درین کشوربوده، وهر صفحۀ از تاریخ دیرین وکهن سال آن مبین همزیستی وهم سرنوشتی تمامی مردم کشور طی سالیان متمادی تاریخ در کنارهم میباشد.

دعاوی مالکیت کشور وبرتری جویی های قومی، قبیلوی، نژادی، مذهبی، لسانی، فرهنگی وغیره درین کشور از هر استقامت وبا هر   عنوانی که بلند شود، غیر از بازگو گری جهالت وحماقت مدعیان اینچنین خواسته های غیر عقلانی ونفاق افگنانه ، چیز دیگری را به نمایش نمیگذارد.

خلق واشاعۀ خویش برتر بینی های قومی، قبیلوی، لسانی ونژادی موهوم با تکیه بر جعلیات من درآوردی از تاریخ، نه تنها که رهگشای همزیستی وهمدیگر پذیری مورد نیاز باشندگان مجموعی این سرزمین نیست، بلکه با بذر دانه های بلاهت وحماقت جامعه را از درون دچار تشطت وپراگندگی نموده وکشتی درهم شکستۀ همزیستی را از ترمیم واحیای دوباره، به نفع دشمنان سوگند خوردۀ صلح وسعادت همگانی هم میهنان ما بازداری مینماید.

فریاد واعتراض مدنی در قبال هرنوع تبعیض وبیعدالتی، درهر کجای کشور که باشد حق قانونی وانسانی هر باشندۀ این خاک است، ومبین بیداری وخودآگاهی معروضین به نابرابری ها وزورگویی ها، که امر ایجاد مناسبات دموکراتیک وقانونمند درجامعه در نبود آن بکلی ناممکن میگردد.

ولی استفادۀ افزاری از این امر قانونی، وشکل دهی تجمعات زورگویانۀ فرمایشی با هدف خاموش سازی وخنثی سازی فریاد های دادخواهانۀ توده های معترض، خود نوعی قانونشکنی وکشانیدن جامعه به قطب بندی های نفاق افگنانه با استفادۀ سوء از مقام ومسئولیتهای دولتی است که، از یک جانب حق داد خواهی وآزادی تجمعات عدالتخواهانۀ مردم رامنحرف و منکوب میسازد واز جانب دیگر امر اعتراضات مدنی ودموکرتیک را به مقابله های همدیگر ستیزانۀ گروهی، قومی، مذهبی، نژادی، لسانی وغیره مبدل مینماید، که نتیجۀ اینگونه برخوردها جز کشانیدن جامعه به انقطاب قومی ونژادی با عدم رعایت حقوق وآزادی های متساوی الحقوق جمیع باشندگان کثیرالملیة کشور چیز دیگری را ببار آورده نمیتواند.

تورکان اوزبیک وتورکمن افغانستان ، همانند سایر هموطنان عزیز خویش حق دارند که در قبال هرنوع حق تلفی وبی مبالاتی در برابر حقوق وارزشهای ملی ومردمی خویش صدای اعتراض وفریاد را بلند، واز مسئولین امنیتی ودولتی کشور خواهان داد رسی وعدالت شوند. ولی پاسخ مسئولان دولتی وامنیتی به این اعتراض ها بگونۀ مقابلۀ باالمثل باشکل دهی اعتراضات فرمایشی وزورگویانه، با استفادۀ سوء از مقام وقدرت دولتی، تا سرحد صدور وگسترش این بحران در مناطق وساحات دیگر کشور، نه تنها که بازگو کنندۀ مسئولیت پذیری وقانون مداری آن مراجع والا شان در قبال مردم نیست، برعکس از تعلق خاطر هژمونیستی وشئونیستی این زمامداران در یک جو وفضای برتری جویانه وانحصار طلبانۀ قومی ونژادی هم پرده برمیدارد، که پیآمد های اینگونه بر خورد ها ، با رجوع به تجارب تلخ وخونین گذشته وحال به هیچ صورتی به نفع وحدت وهمبستگی امروزو فردای مردم باهم برادر وچندین ملیتی کشور نبوده ونخواهد بود.

باتکیه براین واقعییتها !

از کافۀ هموطنان عزیزی خویش، باالخاصه ارباب فرهنگ وقلم، بینش ودانش، شخصیت های دینی ومردمی، و گروهای سیاسی ومدنی کشورصمیمانه تمنا میداریم که اعتراضات مدنی تورکان اوزبیک وتورکمن کشور را در شهر مزار شریف که ، در واکنش به عمل قبیح ونفاق افگنانۀ پاره کردن تحریک آمیز وخصمانۀ تصاویر معاون اول مقام ریاست جمهوری کشور، توسط عناصر معلوم الحال دولتی وحزبی ولایت بلخ، برگزار گردید، صرفاً واکنش احساساتی فرزندان اوزبیک وتورکمن کشوربخاطر پاره شدن یک ویا چند عکس جنرال دوستم نپند اشته، بریشۀ واقعی قضایا که همانافریاددادخواهی هموطنان اوزبیک وتورکمن شما، در قبال بیدادگری ها وتعصبات اعمال شده بگونه های مختلف آن طی شانزده سال اخیر، از جانب حاکمان ولایت بلخ، اندر تداوم بیدادگری های اعمال شدۀ فاشیستی وغیر انسانی طی دوصد واندی سال گذشته، برخلاف انتظارات عدالتخواهانۀ مبتنی برمشترکات تاریخی باشندگان چندین ملیتی وباهم برادر این قلمرو جغرافیاوی منجمله تورکان اوزبیک وتورکمن میباشد،عمیقاً توجه مبذول داشته، باخودداری از جانبداری های شئونیستی ونژادپرستانه، ماهیت این اعتراضات را روشن واز وارونه شدن حقایق جلوگیری بعمل آورند .

زیرا این اعتراضات یک بخشی از ادامۀ اعتراضات گذشته درقبال برخورد های تبعیض آمیز وهویت ستیزانۀ حاکمان مطلق العنان ولایت بلخ برعلیه هموطنان اوزبیک وتورکمن شما، برادامۀ محرومیت های اعمال شدۀ غیرانسانی وغیر اسلامی دوصد واندی سال گذشته ، طی شانزده سال اخیربرعلیه حقوق شهروندی، هویت وتاریخ، مفاخر وارزشهای مردمی، فرهنگ وزبان ، حقوق اقتصادی، مشارکت در امور دولتی وغیره است که، اکنون با انگیزۀ پاره شدن تحریک آمیزو خصمانۀ  تصاویر ستر جنرال عبدالرشید دوستم  در ادامۀ صد ها عمل غیر اخلاقی ونفاق افگنانۀ دیگرچون تغیر نام مکتب علیشیر نوایی بنام امانی، مکتب میرزا الوغ بیگ به عطا محمد نور، تحقیر وتخریب قسمی مجسمۀ امیر علیشیر نوایی، تغیر کتیبۀ روضۀ مبارک  وسوانح سلطان حسین بایقرا بانی این مکان مقدس که بزبان اوزبیکی بود، ممانعت از تدریس به زبان مادری در مناطق اوزبیک وتورکمن نشین، قید نمودن وعدم توزیع کتب تدریسی اوزبیکی وتورکمنی در مکاتب مربوطه، ضبط وتصاحب جبری اموال، املاک  ودارایی های تجار و کسبه کاران اوزبیک وتورکمن درین ولایت وصد ها مورد تعدی وتجاوز آشکاردیگر که همه وهمه رنگ وبوی نژاد پرستانه وهویت ستیزانه برعلیه مردم اوزبیک وتورکمن را دارد،  منجر بدان گردید که اوزبیک تورکمنهای باشندۀ این ولایت با از دست دادن صبر وشکیبایی، با استفاده از حقوق مدنی وقانونی تثبیت شدۀ خویش در قانون اساسی کشور، وارد عمل شده، وبا بلند نمودن صدای اعتراض بر علیه این زورگویی ها از مراجع دولتی افغانستان خواهان دادرسی شوند.

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان (ففتا)، قبل از همه این توطئه های تحریک آمیز و نفاق افگنانۀ روزهای نوروز ۱۳۹۵ خورشیدی، در شهر مزار شریف را، با پیامدهای خونین آن، در شهر میمنه، محکوم می کند و از تمام باشندگان کشور، خصوصاً مردم با دیانت ولایات بلخ، فاریاب، جوزجان و دیگر ولایات شمال کشور، مصرانه تمنا دارد، که با رجوع به تعقل و تأمل انسانی و عبرت اندوزی از کلیه تجارب تلخ و فلاکتبار گذشته و حال، توطئه های هدفمند و تباهی آور تمامی دشمنان داخلی و خارجی را، که با عناوین و گونه های تحمیقی مختلف، همه روزه کشت و آبیاری می گردد، به درستی تشخیص و از افتادن خود و هر هموطن دیگر دراین دام مهلک دشمنان صلح و سعادت کشور، خودداری و بازداری بعمل آورند.

اعضا وگردانندگان این نهاد فرهنگی با توطئه ودسیسه خواندن این قضایا ، نکات ذیل را در راه اندازی این سبوتاژ ها ، قابل دقت وتأمل میدانند:

1- رشد هژمونی طلبی های قومی ونژادی درکشور ، خصوصاً ولایت بلخ

2- دخالت دست های آشکار وپنهان حلقات هژمونیستی وانحصار طلب حاکم در دولت افغانستان.

3- دخالت حلقات استخباراتی کشورهای منطقه وجهان باهدف زمینه سازی تشدید اختلافات قومی ،نژادی ومذهبی وتداوم جنگ ها(بخصوص سلفیت ووهابیت صادر شده تحت نام جهاد ومجاهد از پاکستان وعربستان سعودی ویان ایرانیسم نژادپرستانۀ متکی به ولایت فقیه)

4- زمینه سازی برای گسترش ناآرامی ها در شمال واز میان برداشتن سنگرهای مقاومت ضد طالب، القاعده وداعش در شمال، از طریق درگیر نمودن مردم این مناطق با همدیگر.

5- منحرف سازی اذهان جامعه توسط متصدیان حاکمیت دولتی از مسایل اصلی واساسی همچون برگزارنشدن انتخابات پارلمانی، عدم توزیع تذکره های الکترونیکی، تعویق در اصلاح قوانین انتخاباتی، رشد روز افزون فساد، رشد فاجعه بار فقر وبیکاری، شکل گیری طوفانی مهاجرتها، فرار سرمایه های مادی ومعنوی، رشد کشت وتجارت مواد مخدروغیره

6- زمینه سازی برای آوردن طالبان در دولت وفراهم سازی زمینه های تغیر در قانون اساسی به نفع طالبانی شدن نظام سیاسی.

7- شکل گیری یک دور جدید بازیهای بزرگ جهانی در افغانستان ومنطقه.

8-شکل گیری روبه رشد هژمونی طلبی های قومی ونژادی دراین مناطق با چشم پوشی وبه فراموشی سپردن تجارب خونین محرومیت ومحکومیت کتلوی اقوام وملیتهای محکوم  درگذشته وحال.

9- نقش مافیای فساد وقدرت در جهت تداوم تشنجات وبهره برداری از آن به نفع خود.

بادر نظر داشت نکات فوق الذکر وصدها حرف ناگفتۀ دیگر در رابطه با توطئه های آشکار وپنهان موجود، فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان،

شرایط امروزی کشوررا، بدترین و سیاه ترین اوضاع و احوال اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور، در طول سده های بیست و بیست و یکم تاریخ ارزیابی نموده، تداوم این وضع را به امروز وفردای مردم افغانستان فوق العاده خطرناک وهلاکتبار قلمداد مینماید.

شواهد ومدارک همه گواه برآن اند که، کرسی نشینان کابل وحامیان بین المللی ایشان، نه تنها که هیچ اراده ای در جهت تأمین صلح وثبات درین کشور برباد رفته ندارند، با تمام نیروتلاش میورزند که با انتقال جغرافیای جنگ از جنوب به شمال وگسترش دامنه های جنگ درهر ده وقریۀ شمال هندوکش، اختلافات ناخواستۀ قومی، نژادی، لسانی، مذهبی، منطقوی، حزبی، جناحی وغیره را درین ساحات کشور، بیشتر از پیش مشتعل وراه های  تحقق اهداف وبرنامه های شوم وشیطانی خویش هموار سازند.

عملکردهای روزمرۀ حکام نژاد پرست و قبیلوی اندیش فرد محور بلخ هم گواه بر دنباله روی از همین اراده وپالیسی دشمنان داخلی وخارجی مردم ما دارد.

شکل گیری توطئۀ پاره شدن تصاویر معاون اول ریاست جمهوری محترم ستر جنرال عبدالرشید دوستم، در ایام خجسته نوروز، یکی از این پلان وپروژه های خصمانه وپلانیزه شده از جانب دشمنان وحدت وهمبستگی مردم ، باهدف برهم زدن سنگرهای مقاومت ضد طالبانی وضد داعشی بابذر تخم نفاق وبی اعتمادی در بین باشندگان هم سرنوشت وباهم برادر این مناطق میباشد که اگر با دقت وتعقل از پیآمد های این حوادث جلوگیری نشود، نتایج وحشتناک آنرا در نابودی تمامی دستآوردهای سالیان اخیر، برای تمام باشندگان افغانستان، خصوصاً شمال کشور، یکبار دیگرشاهد خواهیم بود!

تورکان اوزبیک وتورکمن افغانستان ، با درک همه جانبۀ واقعییت های فوق الذکر، وضرورت همبستگی صادقانۀ تمام باشندگان کشور برعلیه عوامل داخلی وخارجی این برنامه های ویرانگر، هیچگاهی سرنوشت خویش راجدا از سایر هموطنان پشتون، تاجیک، هزاره، بلوچ، پشه ای، نورستانی، قرغیز، قزاق، قزلباش، ایماق، هندو، سیکهه وغیره احساس نه نموده، امر اتحاد وهمبستگی آگاهانۀ سرتاسری را بدور از تمامی انواع تبعیض، تعصب، نابرابری، هویت ستیزی،  خویش برتر بینی، همدیگر ستیزی وغیره مواریث شوم گذشته ها، بعنوان یگانه سلاح جلوگیری از فاجعۀ شیوع فاشیسم قبیلوی مذهبی طالبانی، داعش، مافیای مواد مخدر وجواسیس کشور های منطقه وجهان دانسته، ودر راستای تحقق این مأمول از رجوع به هیچ نوع تلاش صادقانه خود داری نمی نمایند.

تورکان اوزبیک ، تورکمن افغانستان که، سالیان متمادی حیات جمعی خویش را در زیر باروحشیانه ترین مناسبات استبدادی بسر برده وبا تحمل غیر انسانی ترین محرومیت های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی تا بدینجای تاریخ واصل وبا قبول انواع قربانی ها از بقای انسانی وهویت جمعی خویش پاسداری نموده اند، اکنون معنی بی عدالتی وتبعیض را به وجهه احسن درک ، وپذیرای استمرار استبداد با هیچ عنوانی از جانب هیچ مرجعی نبوده ونخواهند بود.

تورکان افغانستان همانگونه که معنی بی عدالتی را درک مینمایند معنی عدالت وبرادری را هم نیک آموخته اند، وخوب میدانند که درین خانۀ مشترک همه باید است صاحب حق وحقوق انسانی خویش باشند وبرادری در نبود برابری هیچ مفهومی ندارد!

تورکان اوزبیک وتورکمن آگاه و بپا خاستۀ امروزی افغانستان کنونی  که از متن آتش بیداد دوصد واندی سال نسل کشیها، کوچهای اجباری، سلب مالکیت ها، برده سازی ها، وامحای کلتور وزبان، تحریف تاریخ وهویت وغیره جان سالم بدر برده واکنون در مقام آگاهانه ترین دفاع از منافع مادی ومعنوی خویش، در کنار سایرهموطنان خویش قراردارند، به همگان خاطر نشان میسازند که ، دیگر دوران اسارت وبیگاری ایشان بپایان رسیده وگذشته های شوم برگشت ناپذیر است.

برای مردم افغانستان از الف تا یا دوراه بیشتر وجود ندارد: یا همه باهم آزاد میشوند وزندگی باهمی را در برادری وبرابری در جمیع ساحات متقبل میگردند ویاهمه باهم نابود میشوند. گزینه ای سومی درین رابطه وجود ندارد.

همانگونه که در گذشتۀ تاریخ این جغرافیا، مستبد برنده وفاتح پای برجا وغالب همیشگی نتوانست عرض وجود کند، در امروز وفردا هم ، اینگونه تمایلات خام خیالانه از جانب هر کس وهر جناحی که باشد ره بجایی نمی برد.

تورکان اوزبیک وتورکمن افغانستان، درحالیکه بادقت وواقع بینی، تحمل وحوصله مندی ناظر برخورد های انحصار طلبانه وتورک ستیزانۀ زمامداران فعلی کشور در ساحات مختلف کشور منجمله شهر مزار وولایت بلخ میباشند با ایمان خدشه ناپذیر پیروزی حق وعدالت بر ظلم وبیداد، از تمام هم میهنان عزیز یکبار دیگر دعوت به عمل میآورند که از وسیله شدن به دست مستبدین خودی وبیگانه پرهیز ودسایس شوم دشمنان را با اتحاد وهمدلی جمعی وسرتاسری خنثی نمایید.

با امید رهیابی مردم هر دم شهید ومظلوم افغانستان به خودآگاهی انسانی واتحاد واقعی

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان(ففتا)

اروپا- 26 مارچ 2016

 


شو موضوعده









ستاکهولم، سویدن

info@baborshah.com